|
روزانههاي من و چادرم
|
تابستان که ميرود،
حس ميکنم ثواب پوشیدنش کم تر ميشود...
روزنامه ایران، ویژه نامه ای منتشر کرده به نام «خاتون». ملغمه ای از مطالب خوب و بد و متوسط و ضعیف و ... . کشکولی که تنها تورق کردنش یک کار وقت گیر است. بر سر همین ویژه نامه، جنجال هایی به پا شده که با اندک گشت و گذاری در اینترنت خواهید دید. من و چادرم اما، به جنجال بزرگی که برای این کشکول کوچک و حقیر به پا شده می خندیم. جنجالی که فقط برای اهل رسانه مهم است و همان ها هم بزرگش کرده اند.
چادر من، ریشه دار تر از این حرف هاست با چند کلام مورد تهدید قرار بگیرد. بی اعتنایی گروه هایی از خواهرانم به حجاب هم، ریشه هایی دارد که با این بحث های خُرد تمام نمی شود. همین.
اگر تو هم از آنانی هستی که:
برای بيحجابی خواهران ایرانيشان جوش ميآورند،
اما گرسنگی خواهران محجبه و غیرمحجبهشان در سومالی را تماشا ميکنند و دیگر هیچ؛
پس حتماً به درستی درجه جوشات، اصلاً به اصل مسلمانيات شک کن.
قدر سیاهی شب را، قرص ماه ميداند؛ قدر چادر مشکي را، دختر مسلمان.
۱. تجاوزهای دسته جمعی و وحشیانه در استان اصفهان، خراسان، گلستان و ... .
۲. یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ، ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ. (احزاب/ ۵۹)
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسرى هاى بلند) خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است و (اگر تاكنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده) خداوند همواره غفور و رحيم است.
۳. به خاطر این امنیت، سپاسگزارم خدای خوبم.
از خوبيهای سفر به شهرهای کوچک و روستاها، یکی هم این است که ميفهمی حجاب چقدر رواج دارد و بيحجابی چقدر کم است؛ هرچند مردمان شهرهای بزرگ باور نکنند.
اگر زنان ديروز، حجاب را سدّ آزادي ميديدند،
حالا زن مسلمان امروزي، همپاي هم فرياد ميكند حجاب و آزادي را.
مثل کوه، شکوه دارد این قامت بلند مشکی.
ديگران، به قدر كافي، از سختيهاي تكليفي به نام حجاب گفتهاند؛
من اما، به قدر لازم، از لذّتهاي حقّي به نام حجاب خواهم نوشت...